تبليغاتX
منم کلئوپاترا دختر فیلیپ

 
 
 

 

 

تولد مرد راستین عشق و وفا و یکرنگی مولا علی جانم مبارک باد

تمام گلهای عشقم نثار قدمهایت

 

 کلئوپاترا

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 10:11  توسط کلئوپاترا فيليپ  | 

 

 

من از ساعتهای بیهوده

از مترسکها بی قلب

از جاودگران قصه

می ترسم

چشمانم از سیاهی واهمه دارد

می رمد دلم از عشقهای سنگی

خسته ام

از متفاوت بودن با دیگران

دور بودن از آدمهای معمولی

دمی دیدگان خسته ام را می بندم

می خواهم با خود تمرین سکوت کنم

فکر از هزاران رهگذر آسایش ندارد

گویی آزاد راهی است برای چراها

می آیند و می روند

بی آنکه جوابی بدست آورم

زهرابی بر جانم می ریزند

و میگذرند

متحیرم از این تحمل، صبر

خسته ام از این مترسکهای بی قلب

 

کلئوپاترا

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 8:57  توسط کلئوپاترا فيليپ  | 

 

 

 

 

از ورای چشمان خاکستری به غم نشسته

می نگرم سقوط انسانیت را

دلتنگ یک ترنم عاشقانه ام

از هزارهای شاد باغ بپرس

دنبال سرسختی در میان سنگهای کوه

گشتم

و تنها گلبرگ لطیف شقایق را دیدم

که از لابه لای صخره های سخت

قد علم کرده بود

متحیرم

از این مقاومت

وفا را در کجا جستجو کنم

پاسخ از که بپرسم

 

کلئوپاترا

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 8:23  توسط کلئوپاترا فيليپ  | 

 

می خواستم این مطلب را چند روز قبل بنویسم ولی نه حوصله داشتم و نه حالشو بماند... بمناسبت روز زن جشنی را بر پا کرده بودند و غیره و ذالک کاری به این طرف قضیه ندارم... مدیر عامل شرکت مادر طی نطقی اعلام فرمودند که تمام مجردین اگر تا آخر امسال ازدواج کنند رسمی خواهند شد!!!!!!  آخه یکی نیست به این آقا بگه چرا با عنوان کردن این مطلب جوانها را به سوی یک ازدواج ناخواسته سوق می دهید بعدش هم معلومه دیگه مثل ازدواجهای دسته جمعی دانشجویان که حدودا ۶۰٪  آنها یا شایدم بیشتر به طلاق و جدایی کشیده میشه این مورد هم مثل آنها شود ... نمی دانم در کله این آقایان چی میگذره که با استفاده از شرایط بد و نابسامان بازار کار از این حربه استفاده کرده و یک عده جوان را به راهی سوق دهند که عاقبتش معلوم نیست ... تشویق خوبه ولی اجبار در این زمینه عاقبتش کاملا معلومه .... بحق چیزهای نشنیده و ندیده

 

کلئوپاترا

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 7:16  توسط کلئوپاترا فيليپ  | 

 

خیلی خسته و دل شکسته ام . بطرز وحشتناکی خالی از خودم هستم... حس میکنم در مردابی از خودخواهی ها زندانی ام و هیچ راه گریزی نیست ... هر چقدر هم بخودم دلداری می دهم فایده ای نداره کاشکی می توانستم همه چی را فراموش کنم همه چی را . یاد ترانه داریوش می افتم

وقتی که دل تنگه فایدش چیه آزادی

زندگی زندونه وقتی نباشه شادی

...

 

کلئوپاترا

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 9:18  توسط کلئوپاترا فيليپ 

پست الکترونیک